تبلیغات
شیرین ترین دلتنگی

شیرین ترین دلتنگی
دلتنگ كه باشی دلسنگ نیستی ....
امکانات وب


سلام دوستان گلم 

فقط خواستم بگم دلم واسه عموتتل تنگیده خیلی زیاد

كاش بشه یه روزی همه باهم كنسرتش توی برج میلاد.

دارم تو نمیتونی مثه من باشی عموتتلو میگوشم خیلی باحاله 

شادباشید


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 11 فروردین 93 ) ( 19:00 )



امروزتولدته شیرین....

نیستی و من تنهایی واسه تو جشن گرفتم ...

دیشب توخونه مون گفتم كه فردا تولده شیرینه همه واست دست زدنو تبریك گفتن بهم 

چه فایده تو .....

نمیدونم ولی غریبانه بود ...

میدونم الان خوشحالی چون داره بچه ات به دنیا میاد 

منم خوشحالم كه یكی مثه تو میاد......

هرجا هستی خوش باشی گلم 

تولدتم مبارك...

                         به قول خودم تا همیشه دوست دارم .


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 22 اسفند 92 ) ( 12:33 )


بگذار رازدستهای جادویت را بدانم 

ماه من !

تو بی اندازه در مخیلات من هضم میشوی 

بگذاردستهایم در دستهای تو كش و قوس بیاید ،

میدانم 

دستهای تو درفراسوی خیال تنهایی ماست .




نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 15 اسفند 92 ) ( 19:58 )


اندوه عجیبی درنگاهم خیمه  میزد

وقتی نگاهی بی تفاوت ازدوچشمانت ،

به روی دشت احساسم شعله میزد 

و من تنها ، با تمام هرم قلبم ،

با اون دوچشم شیرینت سخن گفتم 

تو میخواندی نگاهم را ،

و من با آذرم چشمانم چه شیرین 

دوست داشتن را برایت تعبیرمیكردم .

دلم خوش بود ؛

دلم خوش بود تمام بی كسی هایم 

به دستان تنومند تو خواهد مرد 

بیادم هست خندیدی ...

نمیدانم چرا هرگزنفهمیدم 

ازباغ زیبای آرزوهایم گذركردی پرستویم 

پریدی ...!


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 26 آذر 92 ) ( 09:52 )


دوباره ساعته زوزه كشه اتاق 
میكند گوشزد پاسی از شب را
 
پاسی ازشب را گذرانیده ام ملول 
باخیال تو اینچنین میدهم جان را
 
میدهم جان را هنوزغرق پندارم 
میشود درباورت بگنجم غم دل را ؟

غم دل را میكشم به آغوش و باز 
با خیال كام تو بربالین مینهم سررا

می نهم سررا،ماهرویت میبردهوشم 
كاش با خیالت نبینم طلوع دیگررا


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 5 آذر 92 ) ( 18:35 )


بی وفا دوست من 

هیچ میدانی درسكوت حزن انگیزاین شب خالی ازسكوت 

چه شوری ، چه آشوبی ، چه اندوهی 

درجان این تن رنجور، تا بیكران آرزو خفته است ؟

عمری گذشت و هنوز درخیالم ازیاد نبردم 

چشمان بی مهرتورا !

و جان كندم ازچشمان تو بگذرم اما ...

اما مگرمیشود!



نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 5 آذر 92 ) ( 18:34 )


سلام دوستان عزیزم . 
این نوشته ی یكی ازدوستان خوبم سمیرا كه دوست داشت این متنش اینجا ثبت بشه 
وخیلی خوشحال شدم ازاینكه حس پاكشو برامون به قلم آورده.
امیدوارم همچنان قلمش نویسا بمونه .

لطفا بخونید وبرام نظربذارید .

ای که بودنت رادرعمق بودنم احساس کردم به احترام مصلحت بودنم ارجت می نهم /

ببخشم ازبابت همه کج فهمی ها وبیراهه هاونرفته هایی که بایدسپری میشد/

ببخشم اگرآنگونه که باید پاس نداشتمت/

خدای خوبی ها،خدای عاشقانه ها، خدای همیشه همراه تابی کران، بی پایان دوست میدارمت /

محرم حرف های ناگفته که زبان ازگفتنش کوتاه است، چه بگویم !!

سپاس تکیه گاه



نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 25 آبان 92 ) ( 19:14 )


و تنها اوست كه عشق را باور دارد 

به سادگی یك لبخند ،

ومرا در ژرفای اندیشه اش می پروراند،

و برایم حس تازگی را طراوت میبخشد و 

چنان قلبم را تسخیر...


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 18 آبان 92 ) ( 10:21 )


روزی سفرخواهم كرد به آنسوی سرزمین تاریكی 

به نور ، به روشنایی ها 

به سكوت ، به شادی ، به خدا !

به سرزمین افلاك و بودن 

به خوشی ، به شور ، به یقین 

به سرزمین فرشته ها و حوریان 

به هلهله ی قاصدكهای خوشبختی 

به اندیشه های پاك و مهربانی

و تنها دلم نگران توست 

آیا تو نیزهستی با من پیش خدا!



نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 18 آبان 92 ) ( 10:14 )


هان ،

ای آرزوی تلخ شیرین

بسی دلم بیتاب و دلتنگ ست 

دلم بیهوده دلتنگ ست 

هوای نگاهم غریبانه ابری میشود 

نگاه كن

شادی را به یغما میبرد 

طوفان وسیلاب سرشك آرزوهایم!

و 

آنروز كه تنها توبودی آرزوی ناب شیرینم 

كاش میفهمیدی چه تنها،

چه معصومانه ،

درهوایت میپریدم !!

هوای به هم رسیدن

عجیب درانزوای زمان

سوسو میزند .




نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 28 شهریور 92 ) ( 18:27 )


گاهی چه زجری میكشم از اینهمه نبودنت 

بیا ببین چه تلخه این نبودنت ، نموندنت 

هوای سرد تو این اتاق پرشده از بوی تنت 

تمومه گریه هام شدن مثه شبه نبودنت 

بازم منو تنهائیام ، تواین سكوته گریه هام 

تواین خزونه بیكسی ، توهم نمی مونی برام 

یادم می مونه عشقه من این غمه تلخه رفتنت 

برو ولی یادت باشه هیشكی نبود فقط خودت !!


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 2 شهریور 92 ) ( 19:14 )


برای قلب همیشه حاضر : سیدمهدی موسوی 

آفریده :مهرماه 68                                       آرمیده :فروردین ماه 90

تورفتی و ندیدی كوچه بعد از پرواز چشمهایت شوق شكوفایی نداشت .

تو رفتی و ندیدی خیابان هم هیچ شوق راه رفتن نداشت .

توكوچ كردی به پاكی ها ، تورفتی به طلوع صبح شادی ها ،

تو همچون ترنم باران سخی بودی .....

كاش می دیدی كه مادر تمام بغض های غریبی را چگونه در گلویش فرو میداد 

و گاه از جان صدا میزد میان آنهمه آدمكهای اطرافش :

كجا تنها بدون من ، ای از جان مادر هم عزیز و گرامی تر ،

ای آرام جان دل رنجور از ناكامی ها ،

كجا تنها بدون من !

.....نمیدانی سكوت حزن انگیزش میان همهمه های عالم و آدم ،

دل صدها دل سنگ را چه پراحساس آب میكرد.....

تورفتی ولی ای كاش میدیدی چگونه از تمام روزهایت سخن می گفت ،

تو حتی ندانستی تمام قلب تنهایش برای تو تپش میزد .

تورفتی به خوشبختی ، به نور ، به افلاك آسمانها ...

تو رفتی و غریبانه شراب شعر چشمانت چه موزون و هماهنگ مستی رفتن را نفس میزد .

نمیدانم چرا خسته و تنها رفتی ....؟

پرستو بودی و پر بازكردی ...؟

و یا رفتی قلبی را بسوزانی ...!

ای كاش هرگز نمیرفتی 

نمی رفتی ......

نمی رفتی ......


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 24 مرداد 92 ) ( 19:45 )


همه روز در انتهای یك نگاه ساده ات 

كلبه ای ساختم طرح لبخندت 

تو میدانستی با تمام اشتیاق و روح وجانم 

همیشه در تو آفتاب را خلاصه میكردم 

وهر روز بی تفاوت نگاهت را زین كلبه جدا كردی و چراغش را خاموش !

ندانستی چه ها كردی !

ندانستم كجا ساختم !

كجا ویرانه ای واهی بنا كردم .


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 24 تیر 92 ) ( 18:02 )


تو 

از دلم نمیروی ،

و من 

چقدرساده ام 

به انتظار یك نگاه ،

كه خسته است از دلم 

چه بیقرار نشسته ام ......!


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 9 تیر 92 ) ( 11:12 )


سلام به همه ی بچه های كنكوری جدید،قدیم ،آینده و........
 
دیروز كنكور علوم انسانی رو با تمام دردسرهاش از سرگذروندیم.

خداییش اگه ما میرفتیم سردخونه آزمون میدادیم بهتراز دانشگاه ....بود .

هیشكی نبود اونجا این چیلراشونو یا خاموش كنه یا حداقل كم كنه،

 مغزمن كه دیگه یارای مقابله با سرما رونداشت كه یه مراقب مهربون

 جامو عوض كرد كه یخ نزنم دمش گرم .

خلاصه كه داشتیم برمیگشتیم بچه های صداوسیما اومدن گزارش بگیرن

 دیگه ما هم گفتیم نفرسوم كنكورمیشیم خدااااااااااااااااااااااااااااااااكنه .

دعاكنید واسه همه كنكوریا ایشالا همه قبول بشن ماها آینده سازای این مرز و بومهستیم

ولی انصافا سوالاتشون آسون بود هركی كه خونده بود قبول میشد من كه نخونده بودم زیاد


نوشته شده توسط : نرگس ملیحیان خوش ( 9 تیر 92 ) ( 10:53 )
تعداد صفحات :2 1 2
درباره وبلاگ

منو تو دور از هم میپوسیم،غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پر دلهره است (فریدون مشیری )
تمام مطالب این وب به قلم خودم میباشد لطفا كپی هم كردید اسم نویسنده ش هم ثبت كنید.باتشكرازهمه دوستان عزیز
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :